تبليغاتX
فریادی بیصدا از دل لی لی پوت

امروز جمعه و متعلق به آقا امام زمان (عج) است برای تعجیل در ظهورش صلوات

پلکی بزن جهان را غرق نور کن

ای آفتاب گمشده من ظهور کن

 

و درود خدا بر او، فرمود: كسى كه كردارش او را به جايى نرساند، افتخارات خاندانش او را به جايى نخواهد رسانيد.

برو بچ    فامیل سبز  دل بدن

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 20:4  توسط حسین لی لی پوت  | 

حسبنا الله نعم الوکیل نعم المولا و نعم النصیر

سلاممممممممممم

الان که دارم این مطالب رو می نوسیم از دانشگاه فارغ التحصیل شدم و می فهمم که چه دوران خوب و مزخرفیه که آدم رو کاملاْ آو....(بلاتکلیف) می کنه

ان شاالله سعی می کنم از این به بعد به روز باشم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 16:32  توسط حسین لی لی پوت  | 

سلام

فقط فعلاً همین تا روزهای آینده

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 7:36  توسط حسین لی لی پوت  | 

دیشب شب قدر بود.

دومین شب ها از شبهای قدر و شب،شب شهید قدر بود.خوش به حال علی که در شب قدر ضربت وشب قدری دیگر شهادت .به همین خاظر این مصیبت عظما یتیم شدن جان از چنین پدری را به حضرت قائم آل محمد(عج) تسلیت می گویم و به همین خاطر 2 قطعه شعر جهت فیض بردن قرار می دهم.

در سجده آنچه خواست علی مستجاب شد

محراب پر ز خون دل بوتراب شد

سیمرغ عشق، از قفس آزاد گشت باز

آری قسم به کعبه، علی(ع) کامیاب شد

لرزان اساس خلقت و سرگشته کائنات

جانها ز داغ او، همه در التهاب شد

پیچید در فضای جهان بانگ «قد قُتِل»

روح الامین به سوی زمین با شتاب شد

بر سر زدند جمله مَلَک‏های آسمان

گریان، که پایگاه هدایت خراب شد

گیسوی شب، سپید شد از داغ مرتضی

وقت سحر، که صورتش از خون خضاب شد

کشتند چونکه شیر خدا را به سجده‏گاه

دیگر برای کشتن حق فتح باب شد

جسمی به خاک رفت که جان‏ها فدای اوست

داغی به جای ماند، که دل‏ها کباب شد

 

ملاقات علی و فاطمه باشد تماشایی      زمظلومی کند مظلومی پذیرایی

 

دیشب بعد از افطار یکی از دوستان زنگ زد و گفت پدر یکی از بچه ها فوت کرده به خودم گفتم خوشا به سعادتش آدم اگه بخواهد بمیرد چه وقتی می تونه بمیره!!!!! شب قدر و شب شهادت ابوالائمه و شب الغوث الغوث خوشا به سعادت ای پدر که در چنین شبی رفتی به دیدار پدر یتیمان کوفه می رسی ان شاالله برای سلامتی آن مرحوم الفاتحه مع صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد. بسم الله الرحمن الرحیم*الحمدلله رب العلمین*الرحمن ..................

دیشب مسجد فریاد سبحانک یا لا اله الا انت  الغوث الغوث خلصنا من النار یارب در فضای مسجد بلند بود مسجد شلوغ بود از جوانانی که آمده بودند با خدای خود راز و نیاز کنند.فرازهایی از دعای ابوحوزه ثمالی رو خوندیم و برای خودمون گریه کردیم روبراتون
می زارم تا حال کنید و برای ما هم دعا کنید:

خَفَقَتْ عِنْدَ رَاْسي اَجْنِحَه الْمَوْتِ فَمالي لا اَبْكي اَبْكي لِخُروُجِ

در حالي كه مرگ بال‌هاي خود را بر سرم گسترده پس چرا گريه نكنم؟ گريه كنم براي جان دادنم

نَفْسي اَبْكي لِظُلْمَةِ قَبْري اَبْكي لِضيقِ لَحَدي اَبْكي لِسُؤالِ مُنْكَر

گريه كنم براي تاريكي قبرم، گريه كنم براي تنگي لحدم، گريه كنم براي سوال نكير

وَنَكير اِياي اَبْكي لِخُروُجي مِنْ قَبْري عُرْياناً ذَليلاً حامِلاً ثِقْلي

و منكر از من، گريه كنم براي بيرون آمدنم از قبر برهنه و خوار كه بار سنگينم را

….

….

خدایا من اگر به رحمت و بخشش تو امید نداشتم هرگز گناه و معصیت نمی کردم.......

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 20:58  توسط حسین لی لی پوت  | 

با سلام و قبولی طاعات و عبادات

الان که ساعت   ۶:۰۷صبحه  اهای مردم پاشید نماز بخونید یا بقول شوشتری ها:

<<وری نماز قضا بیست>>

آره با توهم  بلند شو دیگه دهن خواب و جر دادی بلند شو دیگه

 

بعد از مدت ها می خوام آپ کنم و با یک وبلاگ جدید

از این به بعد می خوام هر ۱۰ روز یک بار مطالب جدید را بزارم و سعی می کنم از مشارکت شما هم استفاده بکنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 6:7  توسط حسین لی لی پوت  |